- ۲۳ مرداد, ۱۴۰۵
- محسن رضایی
- دیدگاه: 0
- روان پویشی, روانکاوی
مصاحبه ساختاریافته برای سازمان شخصیت
- Structured Interview of Personality Organization (STIPO)
- جان اف. کلارکین، ایو کالیگور، بری استرن و اتو اف. کرنبرگ
مؤسسه اختلالات شخصیت – دانشکده پزشکی ویلِ دانشگاه کرنل
مقدمه
مصاحبه ساختاریافته برای سازمان شخصیت (STIPO) راهنمایی برای ارزیابی سازمان شخصیت فرد بر اساس دیدگاه روانپویشی کرنبرگ (۱۹۹۶) است. پیش از طراحی STIPO، از نوعی مصاحبه ساختاری استفاده میشد که کرنبرگ و همکارانش آن را برای ارزیابی سازمان شخصیت طراحی کرده بودند. این مصاحبه مجموعهای از دستورالعملهای بالینی داشت که به ارزیاب کمک میکرد سازمان شخصیت فرد را بررسی کند. مزیت مصاحبه ساختاری بالینی این است که به یک متخصص باتجربه اجازه میدهد از دانش و شهود بالینی خود استفاده کند و مصاحبه را به سمت حوزههایی که اهمیت بیشتری دارند هدایت کند.اما این روش یک مشکل هم دارد: نتایج آن ممکن است بین مصاحبهکنندگان مختلف یکسان نباشد و بعضی از حوزههای مهم نیز ممکن است بهطور کامل بررسی نشوند.
مزیت STIPO این است که یک چارچوب مشخص در اختیار مصاحبهکننده قرار میدهد تا بتواند ارزیابی نسبتاً قابلاعتمادی از ساختار روانی فرد و تغییرات این ساختار در طول زمان به دست آورد. البته STIPO اولین تلاش برای استانداردسازی تشخیص ساختاری از دیدگاه روانپویشی نیست. پیش از آن نیز روشهای مختلفی برای استاندارد کردن مصاحبههای روانپزشکی و روانتحلیلی ارائه شده بود؛ از جمله کارهای سالیوان، گیِل و همکاران، بالینت، آرگلندر، دورسن، کیند و در نهایت مصاحبه KAPP که توسط وینریب برای استانداردسازی مصاحبه ساختاری کرنبرگ طراحی شد.
STIPO یک مصاحبه نیمهساختاریافته است که ارزیابی ابعادیِ چند حوزه اصلی عملکرد شخصیت را که در نظریه کرنبرگ اهمیت دارند، امکانپذیر میکند. این حوزهها عبارتاند از:
• انسجام هویت
• کیفیت روابط ابژه
• استفاده از دفاعهای اولیه یا ابتدایی
• کیفیت پرخاشگری
• مقابله سازگارانه در برابر انعطافناپذیری شخصیتی
• ارزشهای اخلاقی
STIPO هم دنیای رفتاری فرد و هم دنیای درونی او را بررسی میکند.
برای مثال، اگر فقط رفتار فرد در محیط کار یا روابط بینفردی را بررسی کنیم، اطلاعات ما محدود خواهد بود؛ چون ممکن است یک رفتار مشابه در دو فرد، معنای کاملاً متفاوتی داشته باشد.
از طرف دیگر، اگر فقط تجربه درونی فرد را بررسی کنیم و درباره رفتار واقعی او اطلاعاتی نداشته باشیم، ممکن است به نتیجهای گمراهکننده برسیم.بنابراین، ترکیب اطلاعات مربوط به تجربه درونی و رفتار بیرونی فرد هم اطلاعات کاملتری فراهم میکند و هم با مبانی نظری این روش سازگارتر است.
این مصاحبه برای ارزیابی ابعاد و ساختار شخصیت طراحی شده و قرار نیست علائم فعلی یا قبلی فرد ــ برای مثال افسردگی ــ را ارزیابی کند. برای بررسی چنین علائمی میتوان از ابزارهای دیگری مانند SCID-1 در کنار STIPO استفاده کرد.در واقع، STIPO از دیدگاه روابط ابژه بررسی میکند که فرد چگونه بهصورت تکرارشونده و در نتیجه نسبتاً ساختاریافته، خودش و دیگران را در تعامل با یکدیگر درک و تجربه میکند.
۱. هویت (Identity)
هویت هم به ساختار دنیای درونی فرد مربوط میشود و هم به محتوای این دنیای درونی.
وقتی فرد تجربهای یکپارچه و باثبات از خودش و دیگران داشته باشد، معمولاً احساس میکند که یک «خود» منسجم و یکپارچه دارد.این موضوع در رفتار فرد نیز خودش را نشان میدهد؛ برای مثال، فرد میتواند در کار سرمایهگذاری کند و روابط صمیمی و نسبتاً باثباتی برقرار کند.در مقابل، اگر تجربه فرد از خودش و دیگران ناهماهنگ، پراکنده و بیثبات باشد، ممکن است احساس کند که یک «خود» منسجم ندارد. در نظریه شخصیت، این وضعیت با مفهوم پراکندگی هویت (Identity Diffusion) ارتباط دارد.
بنابراین:
هویت تثبیتشده یعنی دنیای درونی فردی که در آن تجربههای مربوط به خودش و دیگران بهخوبی با یکدیگر یکپارچه شدهاند، عمق و ظرافت دارند و در طول زمان نسبتاً باثبات هستند.
در مقابل، پراکندگی هویت به وضعیتی گفته میشود که در آن تصویر فرد از خودش و دیگران ممکن است قطبی، متناقض و سطحی باشد و ثبات زیادی نداشته باشد.

در STIPO، هویت از راه بررسی چند موضوع ارزیابی میشود، از جمله:
• توانایی فرد برای سرمایهگذاری و تعهد در کار یا تحصیل؛
• توانایی فرد برای داشتن فعالیتها و علایق پایدار در اوقات فراغت؛
• میزان یکپارچگی و ثبات احساس فرد نسبت به خودش؛
• ثبات و کیفیت کلی عزتنفس؛
• نحوه تجربه و درک فرد از دیگران؛
• میزان یکپارچگی و ثبات تصویر او از دیگران؛
ه توانایی دیدن دیگران بهصورت عمیق، فراتر از رفتارهای موقتی و ظاهری آنها؛
• و توانایی درک درست احساسات و افکار دیگران.
وجود یک هویت ضعیف و تثبیتنشده، یکی از عواملی است که سطح سازمانیافتگی مرزی شخصیت را از سطح نوروتیک متمایز میکند.
۲. کیفیت روابط ابژه (Quality of Object Relations)
«کیفیت روابط ابژه» هم به کیفیت روابط بینفردی فرد اشاره دارد و هم به نحوه تجربه درونی فرد از خودش و دیگران هنگام تعامل با یکدیگر.
از نظر دنیای درونی، این کیفیت بر اساس مواردی مانند:
• ثبات تجربه فرد از خودش و دیگران؛
• میزان یکپارچگی این تجربهها؛
• عمق تجربه فرد از خودش و دیگران؛
• و توانایی فرد برای سرمایهگذاری و تعهد در روابط
توصیف میشود.
در STIPO، کیفیت روابط ابژه از طریق بررسی مواردی مانند ماهیت و ثبات روابط بینفردی و صمیمی، توانایی ترکیب محبت و صمیمیت با جنبه جنسی رابطه، تمایل به دیدن روابط صرفاً بر اساس برآورده شدن نیازها، همدلی و توانایی حفظ تعهد نسبت به دیگران در طول زمان ارزیابی میشود.
۳. دفاعهای اولیه یا ابتدایی (Primitive Defenses)
برخی سازوکارهای دفاعی اولیه، مانند:
• دوپارهسازی (Splitting)
• ایدهآلسازی و بیارزشسازی
• انکار اولیه
• همانندسازی فرافکنانه
• جسمانیسازی
• و خیالپردازی
در افرادی که سازمان شخصیت مرزی دارند بیشتر دیده میشوند.
STIPO دفاعهای اولیه را از طریق بررسی پیامدهای هیجانی، شناختی، ذهنی و رفتاریِ آگاهانهای که با استفاده از این سازوکارهای دفاعی همراه هستند ارزیابی میکند.
۴. مقابله و انعطافناپذیری (Coping and Rigidity)
دفاعها واکنشهای نسبتاً عادتشدهای هستند که فرد برای کاهش یا دور نگه داشتن اضطراب از آنها استفاده میکند.
STIPO هم دفاعهای پیشرفته و هم دفاعهای اولیه را بررسی میکند.در افراد عادی و افرادی که در محدوده نوروتیک قرار دارند، معمولاً دفاعهای پیشرفته و نوروتیک اهمیت بیشتری دارند. دفاعهای پیشرفته، مانند سرکوب و پیشبینی/پیشنگری، معمولاً انعطافپذیر و سازگارانه هستند. دفاعهای نوروتیک، مانند واپسرانی، عقلانیسازی، واکنشسازی و جابهجایی، معمولاً انعطافپذیری کمتری دارند و ممکن است باعث ناراحتی روانی شوند.
مقابله (Coping) به توانایی فرد برای پاسخ دادن به موقعیتهای بالقوه استرسزا به شکلی انعطافپذیر و سازگارانه گفته میشود.یک پاسخ سازگارانه باعث میشود فرد ضمن برخورد مناسب و سازنده با شرایط بیرونی، ناراحتی روانی خود را تا حد ممکن کاهش دهد. در مقابل، انعطافناپذیری (Rigidity) به تمایل مزمن فرد برای واکنش نشان دادن به موقعیتهای استرسزا به شیوهای خودکار، کلیشهای و تا حدی ناسازگارانه گفته میشود.
چنین واکنشهایی میتوانند باعث ناراحتی روانی شوند و لزوماً فرد را به بهترین پاسخ ممکن در برابر شرایط بیرونی نمیرسانند.در STIPO، مقابله و انعطافناپذیری با بررسی نحوه برخورد فرد با موقعیتهای پراسترس، چالشبرانگیز و ناامیدکننده و همچنین میزان توانایی او برای تحمل موقعیتهایی که خارج از کنترلش هستند، ارزیابی میشود.
۵. پرخاشگری (Aggression)
«کیفیت پرخاشگری» به این موضوع اشاره دارد که زندگی درونی و رفتار بیرونی فرد تا چه اندازه تحت تأثیر پرخاشگری و دفاع در برابر پرخاشگری قرار گرفته است.در STIPO، پرخاشگری از طریق بررسی مواردی مانند:
• رفتارهای مخرب و خودمخرب،
• سادیسم،
• تلاش برای کنترل همهجانبه دیگران،
• و نفرت
ارزیابی میشود.بر اساس این دیدگاه، انتظار میرود میزان بالای پرخاشگری با استفاده بیشتر از دفاعهای اولیه و کیفیت ضعیفتر روابط ابژه همراه باشد.
۶. ارزشهای اخلاقی (Moral Values)
ارزشهای اخلاقی به میزان درونیشدن ارزشها و اصول اخلاقی نسبتاً باثبات در فرد اشاره دارد؛ ارزشهایی که بر تجربه درونی فرد اثر میگذارند و رفتار او را هدایت میکنند.در STIPO، اخلاق و ارزشها از طریق بررسی نحوه رفتار فرد در تصمیمگیریهای اخلاقی و توانایی او برای تجربه احساس گناه ارزیابی میشوند.
برنامهریزی افتراقی درمان، پیشبینی نتیجه و ارتباط با سایر مفاهیم
حوزههایی که STIPO ارزیابی میکند، بهویژه سه حوزهای که در نظریه کرنبرگ هسته اصلی سازمان شخصیت محسوب میشوند ــ یعنی هویت، کیفیت روابط ابژه و دفاعهای اولیه ــ ویژگیهایی نسبتاً باثبات و معنادار از شخصیت فرد در نظر گرفته میشوند.این حوزهها همچنین میتوانند به پیشبینی رفتار بیمار و میزان مناسب بودن یک روش درمانی برای او کمک کنند.در کنار ابزارهایی مانند SCID-1 برای ارزیابی اختلالات محور اول، ارزیابی ابعادی STIPO از این حوزهها میتواند مبنایی برای برنامهریزی درمان بر اساس شواهد باشد و به درمانگر کمک کند از میان گزینههای مختلف رواندرمانی، روش مناسبتر را انتخاب کند.همانطور که گفته شد، هویت و کیفیت روابط ابژه ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. بااینحال، یک تفاوت مهم میان آنها وجود دارد:
هویت معمولاً در طول زمان نسبتاً باثبات باقی میماند، در حالی که کیفیت روابط ابژه میتواند تغییرپذیرتر باشد.
بنابراین انتظار میرود در جریان یک درمان روانپویشی، الگوهای مختلفی از روابط ابژه در روند درمان فعال شوند، در حالی که ویژگیهای ساختاری زیربنایی شخصیت بیمار نسبتاً ثابت باقی بمانند.برای مثال، ممکن است یک بیمار نوروتیک در جریان روانکاوی، برای مدتی کوتاه دیگران را بهصورت «ابژههای بخشی» تجربه کند و بسیار بدبین، پارانوئید یا کنترلگر شود. اما حتی در شرایط شدیدِ پسرفت در انتقال، انتظار نداریم که این فرد دچار پراکندگی هویت شود.
در درمان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت، فرض بر این است که تغییرات در کیفیت روابط ابژه و در استفاده از دفاعهای اولیه، پیش از تغییرات ساختاری شخصیت ظاهر میشوند.بر این اساس، فرض میشود که درمان در ابتدا در سطح روابط ابژه فرد اثر میگذارد؛ یعنی بهبود کیفیت روابط ابژه میتواند از طریق رواندرمانی یا روانکاوی، در نهایت به تغییرات ساختاری شخصیت منجر شود.تأکید بر کیفیت روابط ابژه بهعنوان یکی از شاخصهای اصلی و نقطه آغاز تغییر شخصیت، با دیدگاه مکتب معاصر کلاینی در روانکاوی هماهنگ است.از سوی دیگر، تأکید بر ساختار روانی و نقش مرکزی آن در تشخیص و ارزیابی نتیجه درمان، با دیدگاه روانشناسی ایگو در دوره معاصر هماهنگ است.
یکی دیگر از کاربردهای STIPO، بررسی ارتباط میان هویت، استفاده از دفاعهای اولیه و کیفیت روابط ابژه با مفاهیم نزدیک به آنهاست؛ برای مثال:
• سبک دلبستگی؛
• توانایی فرد برای بازتاب و درک حالات ذهنی خود و دیگران؛
• توانایی روانشناختی فرد برای فکر کردن درباره دنیای درونی خودش؛
• و ویژگیهای اختلالات شخصیت که با ابزارهای مربوط به محور دوم DSM ارزیابی میشوند.
نمرهگذاری
نمرهگذاری تکتک سؤالهای STIPO
مصاحبهکننده هنگام اجرای STIPO، هر سؤال را همان زمان نمرهگذاری میکند.
هر سؤال معمولاً در یک مقیاس ۰ تا ۲ نمرهگذاری میشود:
نمره ۰:
ویژگی یا مشکل مورد بررسی در پاسخ فرد وجود ندارد.
نمره ۱:
فرد در وضعیت بینابینی قرار دارد؛ یعنی تا حدی نشانهای از مشکل یا آسیب مورد بررسی در پاسخ او دیده میشود.
نمره ۲:
ویژگی یا مشکل مورد بررسی بهطور واضح وجود دارد.
برای هر سؤال STIPO، معیارهایی برای نمرهگذاری ارائه شده است تا به مصاحبهکننده کمک کند تصمیم بگیرد پاسخ فرد باید نمره ۰، ۱ یا ۲ بگیرد.این معیارها ویژگیهایی را توضیح میدهند که میتوانند مشخصکننده هر یک از این سطوح باشند.بااینحال، مگر اینکه در دستورالعمل یک سؤال بهطور مشخص گفته شده باشد، لازم نیست فرد همه ویژگیهای ذکرشده را داشته باشد تا آن نمره را دریافت کند.این ویژگیها صرفاً نمونههایی هستند که ممکن است با ترکیبهای مختلف، یک پاسخ در آن سطح را تشکیل دهند.
هنگام تصمیمگیری بین مثلاً نمره ۱ و ۲، مصاحبهکننده باید به موارد زیر توجه کند:
• تکرار و فراوانی رفتار یا احساس؛
• شدت آن؛
• میزان جدی بودن آن؛
• و اینکه این ویژگی تا چه اندازه در موقعیتهای مختلف گسترده و فراگیر است.
در نهایت، با توجه به تمام این اطلاعات، تعیین نمره مناسب به قضاوت بالینی مصاحبهکننده بستگی دارد.
نمره ۳
در بعضی از سؤالهای STIPO امکان ثبت نمره ۳ نیز وجود دارد.
معنای دقیق نمره ۳ بسته به سؤال متفاوت است، اما میتواند نشان دهد که فرد:
• به سؤال پاسخ نداده است؛
• حتی پس از چند بار توضیح، سؤال را متوجه نشده است؛
• یا پاسخی داده که نامنسجم، بسیار سطحی یا از نظر درونی متناقض بوده است.
نمره ۹
در برخی سؤالها نمره ۹ به معنای «سؤال حذف شد / پرسیده نشد» است.
برای مثال، سؤالهای ۱ تا ۴ مربوط به حوزه کار هستند. اگر فرد طی پنج سال گذشته نقش شغلی قابلتوجهی نداشته باشد، این سؤالها پرسیده نمیشوند و برای هرکدام نمره ۹ ثبت میشود.
به همین شکل، سؤال ۳۶ درباره صمیمیت و وابستگی متقابل در روابط صمیمی است. اگر فرد در سؤال ۳۵ گفته باشد که طی پنج سال گذشته رابطه صمیمی یا عاشقانه قابلتوجهی نداشته است، سؤال ۳۶ حذف میشود و نمره ۹ برای آن ثبت میگردد.
محاسبه نمره حوزهها
نمره هر حوزه و هر خردهمقیاس STIPO از طریق میانگین گرفتن از نمره سؤالهای مربوط به همان حوزه یا خردهمقیاس محاسبه میشود.یعنی نمرههای ۰ تا ۲ سؤالهای مربوط به یک حوزه با هم جمع شده و میانگین آنها بهعنوان نمره آن حوزه در نظر گرفته میشود.علاوه بر محاسبه نمره حوزهها و خردهمقیاسها از طریق میانگین سؤالها، مصاحبهکننده برای هر حوزه و چند خردهمقیاس دیگر، یک نمره پنجدرجهای نیز تعیین میکند.این مقیاس پنجدرجهای دامنهای از عملکرد سالم تا آسیبشناسی شدید را در هر بخش مشخص میکند.برای مثال، فردی که در مقیاس «کیفیت روابط ابژه» نمره ۱ میگیرد، در پاسخهای مختلف خود روابط ابژهای قوی، پایدار و رضایتبخش را توصیف میکند؛ روابطی که صرفاً بر اساس برآورده کردن نیازها شکل نگرفتهاند. چنین فردی همچنین توانایی ترکیب صمیمیت و رابطه جنسی را دارد.
در مقابل، فردی که در همین مقیاس نمره ۵ میگیرد، ممکن است:
• روابط و دلبستگیهای بسیار محدودی داشته باشد؛
• روابط را صرفاً بر اساس برآورده شدن نیازهای شخصی ببیند؛
• توانایی کمی برای همدلی داشته باشد؛
• و توانایی بسیار کمی برای حفظ علاقه، ارتباط یا تعهد نسبت به دیگران در طول زمان نشان دهد.
نمره پنجدرجهای پس از پایان آخرین سؤال مربوط به هر بخش توسط مصاحبهکننده تعیین میشود.مصاحبهکننده برای تعیین این نمره باید از برداشت بالینی کلی خود از فرد استفاده کند.
این برداشت بر اساس موارد زیر شکل میگیرد:
• پاسخهای فرد به سؤالهای STIPO؛
• رفتارهای غیرکلامی او در طول مصاحبه؛
• برداشت و قضاوت بالینی مصاحبهکننده؛
• و عواملی که ممکن است در جریان مصاحبه آشکار شوند، حتی اگر فرد آنها را مستقیماً در پاسخهای کلامی خود بیان نکرده باشد.
در روش میانگینگیری از سؤالها، همه سؤالهای STIPO وزن یکسانی دارند.
اما در مقیاس پنجدرجهای، مصاحبهکننده میتواند بر اساس قضاوت بالینی خود، اهمیت متفاوتی برای سؤالهای مختلف یک حوزه در نظر بگیرد.
در حال حاضر، بنابراین، STIPO دو روش برای محاسبه نمره حوزهها و خردهمقیاسها دارد:
۱. میانگین نمره سؤالها
۲. ارزیابی پنجدرجهای توسط مصاحبهکننده
هر دو روش بر اساس ارزیابیهایی هستند که مصاحبهکننده در حین انجام مصاحبه انجام میدهد.
اطلاعات اولیه پژوهشی نشان دادهاند که نمرههای پنجدرجهای با میانگین نمره سؤالها ارتباط زیادی دارند و در زمان تدوین این نسخه، روشی برای ترکیب این دو سیستم در حال توسعه بوده است.
دستورالعمل مصاحبه STIPO
«میخواهم تعدادی سؤال درباره شرایط زندگی و ویژگیهای شخصیتی شما بپرسم.
لطفاً تا حد امکان به این سؤالها صادقانه و باز و بدون پنهانکاری پاسخ دهید.
هنگام پاسخ دادن، از شما میخواهیم بیشتر درباره وضعیت و عملکرد معمول خودتان در پنج سال گذشته صحبت کنید.
در پنج سال گذشته، آیا دورههایی وجود داشته که به دلیل مشکلات روانپزشکی، مانند اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی یا سوءمصرف مواد و الکل، احساس کنید مثل حالت معمول خودتان نبودهاید؟
یعنی دورههایی که عملکردتان به شکل قابلتوجهی با حالت معمول شما تفاوت داشته باشد؟
اگر پاسخ شما مثبت است:
در طول پنج سال گذشته، چه مقدار از زمان تحت تأثیر این مشکلات بودهاید و احساس کردهاید که مثل حالت معمول خودتان عمل نمیکنید؟
آیا میگویید در آن دوره، عملکردتان بهطور چشمگیری با حالت عادی شما متفاوت بوده است؟
مصاحبهکننده باید درباره مواردی مانند موارد زیر نیز سؤال کند:
• بستری شدن در بیمارستان؛
• از دست دادن شغل؛
• از دست دادن یا قطع شدن روابط؛
• وقفه در کار؛
• وقفه در تحصیل
• و موارد مشابه
در پایان، پیش از شروع مصاحبه، باید برای فرد توضیح داده شود:
«قبل از اینکه مصاحبه را شروع کنیم، باید توضیح بدهم که این جلسه از بعضی جهات شبیه یک گفتوگو و مصاحبه معمولی است و از بعضی جهات تفاوت دارد.
من سؤالهای زیادی از شما خواهم پرسید و به پاسخهایتان گوش خواهم داد.
در بعضی موارد ممکن است برای روشنتر شدن پاسخ شما، سؤالهای بیشتری بپرسم.
در بعضی مواقع هم ممکن است هنگام صحبت کردن شما را متوقف کنم. معمولاً دلیل این کار این است که اطلاعات موردنیازم را دریافت کردهام و میخواهم مطمئن شوم که بتوانیم تمام بخشهای مصاحبه را در زمان موجود پوشش دهیم.
آیا قبل از شروع، سؤالی دارید؟

