ارزیابی منفی و رفتارهای خودسکشوال کننده زنان در قالب نظریه خود شئ انگاری

خود ابژه سازی
خود ابژه سازی

شی انگاری خود[1] واژه ای است که در فلسفه و روانشناسی کاربرد دارد و به این معناست که فرد بیشتر از دیدگاه سوم شخص درباره بدن خود می اندیشد و به جنبه های قابل مشاهده آن تأکید ورزیده و به دنبال این سوال است که “من چگونه به نظر می رسم؟ ” به جای تأکید بر “من چه احساسی دارم؟” (اتینکسون و هیلگارد، ترجمه رفیعی، 1395). نظريـة خودشـيءانگاري كـه نخستين بار توسط فردريكسون و رابرتز (1997) عنوان كردند شد از نارضايتي از تصوير بـدني و اهميـت ظاهر براي زنان ارائه كرده است (فریدریکسون و روبرت، 1997). محوریت تئوری خود ابژه سازی، ایده آل نمودن بدن است هرچند که این ایده آل سازی غیر واقعی بوده و از استانداردهای جامعه فاصله دارد که نهایتاً موجب رفتارهایی می شود که برای سلامتی فرد زیان بار است. فرد در این حالت به تکاپو می افتد تا از طریق دستکاری بدن خود به احساس مقبولیت و ارزشمندی نزد دیگران دست یابد. بنابراین دست به رفتارهای خودسکشوال کننده[2] زده و با ظاهر شدن به نحو غیرمتعارف تلاش می کند تا بر احساسات درونی منفی خود سرپوش بگذارد (نوسر و هیل، 2014). به عبارتی دختران و زنان براي اجتماعي شدن، به طور مداوم تحت فشار قرار مي گيرند تا تصور شيءبودن را در خود دروني كنند (کرون و پرز، 2013). در واقع فرد با نظارت مداوم بر بدن خود برای رعایت استانداردهای فرهنگی به بازتقلید و درونی سازی این هنجارهای اشتباه کمک کرده و تغییر آن را دشوار می سازند (استینر، 2019 ؛ لیندبرگ، شیبلی و مک کینلی، 2006).

بر اساس پژوهش ها خودشی انگاری با اجتناب از تعاملات اجتماعی (ساگوی، کویین، دویدو و پراتو، 2010)، مشکلات سلامت روانی مانند خشم و پرخاشگری (تنگنی و تراسی، 2012)، تنفر از خود (مسی و پارتریج، 2010)، خودارزیابی منفی و اختلال خوردن (فریدریکسون و رابرتز، 1997) ، جراحی های زیبایی غیر ضروری (کالگرو، تانتلف- دان و تامپسون، 2011) و حتی خودکشی و اعتیاد (فریرا، پینتو-گویا و دورت، 2013) رابطه مستقیم دارد. کوهن (2018) در پژوهشی به بررسی رابطه خودشی انگاری با تعداد پست های ارسالی در رسانه های مجازی پرداخت و به این نتیجه رسید که زنانی که زمان بیشتری را اختصاص به ارسال عکس از خود در فضای مجازی اختصاص می دهند افرادی هستند که بیشتر از سایرین، دچار اختلالات خوردن و بیماری خودزشت پنداری می باشند.

یکی از مفاهیمی که ممکن است تحت تأثیر خودشيءانگاري زنان قرار گیرد ترس از ارزیابی منفی است که اشاره دارد به اینکه فرد تا چه اندازه در رویارویی با ارزیابی منفی دیگران احساس نگرانی می کنند. این افراد حتی ممکن است برای جلوگیری از ایجاد چنین احساسی از روبرویی با دیگران اجتناب ورزند تا مورد قضاوت واقع نشوند و یا بالعکس تکالیف و رفتارهای سخت و طاقت فرسایی را در پیش بگیرند که موجبات رضایت خاطر و در عین حال رنج جسمی و روانی شان را فراهم نماید (واتسون و فرند، 1969). در بافت روابط بین فردي نگراني افراد از ارزيابي نامطلوب توسط ديگران به عنوان يك عامل بازدارنـده درون فـردي و بازتاب آن در گستره اي از پديده هاي روانی – اجتمـاعي درخـور توجه است مانند همرنگـي، رفتـار حمايـت كننـده اجتمـاعي، اظهار وجود، اســــنادهاي خوديــــاري دهنــــده، اضــــطراب اجتمــــاعي، خودناتوان سـازي، تغييـر نگـرش و اطاعـت اجتمـاعي (اسچلنكر[3]، 1980). یافته های پژوهش سوح (2016) نشان داد خودارزیابی منفی ارتباط مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری منفی و حتی خودناتوان سازی روانی دارد. ویکز و هوول (2012) دریافتند که ترس از ارزیابی منفی، سهم معناداری از واریانس اضطراب اجتماعی، عاطفه منفی در موقعیت های خاص اجتماعی، افکار خودکار منفی در تعاملات اجتماعی، خودآگاهی و و آمادگی برای پریشانی را پیش بینی می کند. در مطالعه ای که توسط آزادی، فتح آبادی و حیدری (1392) انجام شد ترس از ارزيـابي منفي فاكتور تعيـين كننـده ای در خـودنـاتوان سـازي نوجوانـان بود. همچنین پژوهش ها حاکی از افزايش ميـزان عـزت نفـس و رضايت از تصوير بدني با ميزان عمل و گرايش به جراحي زيبايي است. از سویی برخي انديشمندان زن بودن را در عصر حاضر امري پرمخاطره مي دانند و اعتقاد دارند كه پيكر زنانه مطلوب و مورد تائيد ديگران، در فرهنگـي خطرپـذير تعریف می شود (عنایت و عنبری روزبهانی، 1396).

امروزه رفتارهای خودسکشوال کننده به منظور داشتن ظاهر فيزيكي، زيبايي و جذابيت جنسي، پديده ای است که موجبات رنج روانی و دلشغولی بسیاری از زنان را فراهم نموده است. تلاش برای برخورداری از ظاهر فیزیکی مقبول و مطلوب با جذابیتی که به منظور جلب توجه و تحسین دیگران (از طریق رفتارهای خودسکشوال کننده) دو مقوله مجزا هستند (مورنن[4] و اسمولاک[5]، 2013). با توجه به اینکه تصویری که ما از خود ارائه می دهیم در ذهن دیگران باقی می ماند و با کمک همین تصویر است که می توانیم روی دیگران تأثیر بگذاریم بنابراین هر فردی درصدد است با دستکاری خود تأثیرگذاریش بر اذهان دیگر را افزایش دهد (لیندوال، 2005). ارائه نمایش بدنی مطلوب، پوشیدن لباس های ورزشی و سایر رفتارهایی که معرف ارتباط فرد با ورزش و تناسب اندام باشد و از این طریق مورد تحسین قرار گیرد، به نحوی بر نمایش رفتارهای خود سکشوال کننده موثر واقع می شود (کرینگ، 2012).

[1] Self- Objectification

[2] Self- sexualizing  behavior

[3] Schlenker

[4] Murnen

[5] Smolak

 
 
 
 
 

1 دیدگاه

  • بنیامین, 17 خرداد, 1404 @ 1:12 ب.ظ پاسخ

    درود خیلی عالی 👍🏻👍🏻👍🏻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *