پس از تحلیل نظامدار انتقال و دو مثلث تعار۱ و شخص ، درمانگر به کاوش در روابط کنونی و گذشته بیمار می پردازد . چنین کاوشی باید به شکلی پویشی صورت گیردو این امر تنعا پس از تحلیل و انحلال مقاونت انتقالی باقیمانده با استفاده از تحلیل نظامدار انتقال ممکن است . در اغلب بیماران اطلاعات در خصوص گذشته به صورتی خودانگیخته ظاهر می شود . درمانگر با استفاده از مثلث تعارض و شخص به تحلیل بر شیوه های متفاوت و مشابه موجود در انتقال ، حال ، و گذشته که در آنها بیمار در برابر احساسات و تکانه هایش به دفاع از خود بر می خیزد تأکید می شود .کاوش در زندگی خانوادگی بیمار در این مرحله اهمیتی اساسی دارد . پس از اینکه شواهد کافی از گذشته جمع آوری شد ، درمانگر پرسشهای خود را پویشی تر می سازد و در این راستا ساخت تعارضی و هسته اختلال بیمار روشن می شود .در عین حال ، در این حال ، در این مرحله رخنه های مکرری در احساسات ناهشیار گرانبار از اندوه و گناه رخ می دهد و درمانگر می تواند به نحو اثر بخشی از تحلیل دو مثلث استفاده کند .رویارویژ با احساسات دردناک ممکن است مقاومت نه چندان شدیدب را در بیمار برانگیزد ،اما با اندکی فشار و چالش ،و بدون برانگیختی احساسات انتقالی می توان بسهولت بر مقاومت غلبه کرد .
پایان مصاحبه
در پایان مرحله هفتم درمانگر احساس فعلی بیمار و انگیزه وی را برای ادامه درمان بررسیو پیش از پایان مصاحبه خلاصه ای از آنچه را که در مصاحبه کشف شد برای تحکیم بینش بیمار بیان می کند .در این مرحله است که امکان برنامه ریزی و تفاهم برای نحوه درمانگری فراهم می شود . درمانگر به بیمار گوشزد می کند که مصاحبه انجام شده تنها شروع این فرایند است و درمان نیازمند تلاش و همکاری بسیاری از سوی بیمار است . احساس رهایی و امیدی که معمولا پس از تکمیل توالی پویشی به بیمار دست می دهد نیروی انگیزشی قوی ای برای ادامه درمان است . درمانگر اغلب در این مرحله مدت درمانگری را تخمین می زند ، اما بر این امر تأکید می کند که دستیابی به اهداف درمانی تعیین شده است که پایان درمان را مشخص می کند ، نه مدت زمان تخمین زده شده .
آهنگ درمانی
در سراسر مراحل اجرای توالی پویشی درمانگر باید آرام اما محکم ظاهر شود . او هیچگاه نباید با بیمار بحث کند ، اما باید مراقب باشد که اگر بیمار دذ تکاپوی ایجاد جوی مجادله آمیز است ، جهت مجادله را به درون بیمار بین دو قطب مقاومت و پیمان درمانی هدایت کند . بیماراغلب با یکی از جنبه های تعارض خود همسانسازی می کند و جنبه دیگر تعارض را به درمانگر فرا می افکند واز این طریق تنش حاصل از تعارض درونی خود را کاهش می دهد . در این روش درمانی ، افزایش تنش درون درمانی بیمار است . در چنین شرایطی درمانگر باید از مداخله ای به سبک ذیل استفاده کند : «حالا شما قصد دارید با من بحث کنید . این من نیستم که باید تصمیم بگیریم . فقط شما هستید که میتوانید بگویید آیا دارید با توجیه و بحث و تحلیل روی احساساتتان را می پوشانید »(دلاسلوا، ۱۹۹۶)؛و یا «بحثی وجود ندارد .این زندگی شماست ،اگر مشکلی هست مال شماست ، و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید »(دوانلو ،۲۰۰۱b). بنابراین ، درمانگر باید محکم ، اما ملایم ،رفتار کنند و هنگام آمادگی بیمار ،ارتباط صمیمی و گرم بین درمانگر و بیمار برقرار شود(دلاسلوا،۱۹۹۶).
بازگشایی محدود و عمده
دوانلو(۱۹۹۵b)برپایه تحلیل داده های بالینی ۴ نوع بازگشایی ناهشیار را مقوله بندی کرده است . این چهار مقوله عبارتنداز :
۱.بازگشایی محدود ناهشیار ،
۲.بازگشایی عمده ناهشیار ،
۳.بازگشایی عمده و گسترده ناهشیار ،
۴.بازگشایی چندگانه ،عمده و گسترده ی ناهشیار .
روش استاندارد درمانگری پویشی فشرده و کوتاه مدت عمدتا به موارد اول و دوم و موارد سوم و چهارم بیشتر به شیوه نوین روان تحلیل گری دوانلو مربوط است که هنوز در باره ی آن مطالب چاپ شده نظامداری ارائه نشده است .اگر هدف درمانگر بازگشایی ناهشیار عمده باشد ، احساسات انتقالی به طرز شدید تری فعال میشوند و در مراحل شیشم و هفتم مقاومتی وجود نخواهد داشت . در بازگشایی عمده خشمی که در انتقال آشکار میشود بسیار شدید و در حد میل به کشتن است . به دنبال آن احساس گناه و اندوه شدیدی نیز آزاد میگردد ، و در مراحل بعدی درمانگری انتقال مشاهده نمی شود . اما اگر دستور نامه توالی پویشی بر احساس بازگشایی محدود باشد ، مقاومت به طور کامل از میان نمی رود و در مراحل بعدی هنگامی که مسائل دردناک مورد کاوش قرار می گیرند مجددا ظاهر می شود . اما این بار با مختصر چالشی بر طرف می شود و معمولا نیازی به رویارویی با احساسات انتقالی نیست مگر اینکه بیمار طیف راست اختلال قرار داشته باشد (در خصوص طیف اختلالات در فصل چهارم بحث شده است.) بر این اساس تمایز انتقالی است . هر چه این تجربه عمیق تر و شدید تر باشد ، بازگشایی نیز عمیق تر و شدید تر خواهد بود و مقاومت نیز به صورت عمده تری خنثی می شود .
حذف سه مرحله اول در برخی بیماران
برخی بیماران مصاحبه درمانی را از آغاز با احساسات انتقالی شروع میکنند در این وضعیت درمانگر پرسش درباره ی مشکل بیمار (مرحله ۱) را به وقت دیگری موکول میکند . در این شرایط درمانگر باید فشار بر احساسات انتقالی و چالش با مقاومت وابسته به آن را دستور کار خود قرار دهد .در مثال زیر بیمار خانومی است که از مشکلات خوی ، مشکلات عمده در روابط بین شخصی ، ناتوانی در برقراری روابط صمیمی ، و الگوهای خود تخریبی مضمن در رنج است . وی مصاحبه را در شرایطی که کاملا عصبی است شروع میکنند و درمانگر از آغاز بر احساس وی متمرکز میشود .
درمانگر : همین الان در چه حالی هستید ؟
بیمار :عصبی و نگران .
درمانگر علایم فیزیولوژیک اضطراب را مورد کاوش قرار می دهدو بیمار گزارش می کند که در تنفس مشکل دارد ، احساس سنگینی در سینه میکند ، و بیقرار است .
بیمار : می دانم که این حالتم مربوط به اینجا آمدنمه .
درمانگر : چه فکری درباره ی اینجا آمدن تو ذهنتان بود .(بیمار مکررا آه میکشد )
بیمار : می دانید ، احساس می کنم که باید سفره ی دلم را باز کنم ، هر چه توی دلم هست بیرون بریزم.
بلافاصله فرآیند مصاحبه در مثلث تعارض در ارتباطات انتقالی متمرکز می شود و مسئله ی صمیمیت و نزدیکی محور کار قرار میگیرد .
درمانگر : این فکر که شما باید سفره ی دلتان را باز کنید به یک معنا یعنی شما اینجا آمده اید و ما قصد داریم افکار و احساسات خصوصی شما را بشناسیم ، درسته ؟
بیمار : بله
درمانگر : بنابراین شما باید به من اجازه بدهید وارد دنیای کاملا خصوصی شما بشوم و این شما را نگران و مضطرب میکند ؟(بیمار آه عمیقی میکشد )
بیمار :بله ، و من از آنچه شما در من می بینید میترسم .
جلسه بر تعارض بیمار بر صمیمیت و مصادیق انتقالی آن متمرکز میشود در حالی که بیمار نفس عمیقی میکشد
درمانگر : دقت کرده اید تا واژه ی افکار و احساسات خصوصی گفتم شما یک آه دیگر کشیدید .
بیمار : خوب ،من میداننیکی از مشکلاتم اینه که به یک نفر اجازه بدم من را بشناسند .
درمانگر : پس اینیکی از مشکلات شماست و در اینجا نیز قصد دارید مانعی بین خودتان و ….
بیمار :بله ؛ من به مردها اعتماد ندارم
متن درمانییاد شده نشان میدهد مصاحبه فاقد سه مرحله اول توالی پویشی است . روشن سازی دفاعهای بیمار همچون (من به مرداها اعتماد ندارم ) و هدایت توجه بیمار به علایم کلامی و غیر کلامی برای گریز از نزدیکی هیجانی در انتقال ، حرکتهای بعدی درمانگر در این مصاحبه هستند .میزان برانگیختگی احساسات انتقالی باید همواره در کانون توجه درمانگر باشد ، زیرا برخی بیماران در حالت برانگیختگی احساسات انتقالی و مقاومتوابسته به آن وارد اتاق درمانگر میشوند و توالی پویشی به جای مرحله نخست ،از مرحله ی چهارم آغاز میشود.