نقشه احساسی و رفتاری همسر شما چیست؟

نقشه احساسی و رفتاری همسر شما چیست؟

یکی از مهم‌ترین پایه‌های یک زندگی رابطه  موفق، شناخت عمیق و واقعی از همسر و روحیات اوست. ازدواج تنها پیوندی رسمی میان دو نفر نیست، بلکه سفری مشترک در مسیر زندگی است که با تفاهم، درک متقابل و شناخت صحیح معنا می‌یابد.

هر فرد با دنیایی از احساسات، ارزش‌ها، باورها، ترس‌ها و نیازهای درونی وارد رابطه زناشویی می‌شود. ناتوانی در شناخت این ابعاد، می‌تواند زمینه‌ساز سوءتفاهم، فاصله عاطفی و حتی فرسایش رابطه گردد. در مقابل، وقتی زن و شوهر درک روشنی از ویژگی‌های رفتاری، حساسیت‌ها، علایق و زبان عشق یکدیگر دارند، قادر خواهند بود عمیق‌تر و سالم‌تر ارتباط برقرار کنند، اختلافات را سازنده‌تر حل نمایند و رضایت بیشتری از رابطه خود تجربه کنند.

شناخت همسر به معنای تلاش آگاهانه برای شنیدن، دیدن و درک اوست؛ نه تنها در کلام، بلکه در سکوت، رفتار و واکنش‌هایش. این شناخت، نه در آغاز آشنایی، بلکه در طی زمان، تعاملات روزمره و مواجهه با چالش‌ها شکل می‌گیرد.

همسرانی که به شناخت روحیات یکدیگر اهمیت می‌دهند، پایه‌های محبت، امنیت و اعتماد را در رابطه مستحکم می‌سازند. آن‌ها می‌دانند که دوست داشتن، تنها کافی نیست؛ بلکه شناخت درست، کلید پایداری آن است.

همسر خود را بشناسید

نقشه احساسی و رفتاری همسر شما چیست؟
ما به عنوان یکی از دو طرف رابطه صمیمی چه شناختی از خود داریم؟ ما چگونه به فردی که با او رابطه داریم نزدیک میشویم و چطور از او دور میشویم هم ذهنی هم واقعی؟ چطور شناخت بیشتری از همسرمان پیدا میکنیم؟
من همیشه وقتی همسرانی را میبینم که سالهای طولانی مثلاً پانزده ،بیست یا سی سال در کنار هم بوده اند ولی باور دارند که همدیگر را اصلاً نمی شناسند شگفت زده میشوم . همه انسانها در روابط خویش به یک شیوه خاص رفتار نمیکنند . افراد مختلف در کنترل کردن  خویش سرعت یکسانی ندارند ،در واقع به دلیل تفاوتهای موجود بین مغز شما و همسرتان ممکن است هر کدام از شما متفاوت از دیگری باشد. ،بنابراین هرکدام از ما سبکهای خاصی از تعامل را در رابطه با خود به زندگی مشترک میآوریم ممکن است ما سبک همسر خود را تشخیص دهیم؛ اما غالباً این شناخت در سطح هشیاری ما نیست. زوجین ناراضی غالباً ادعا میکنند که قبلاً به ویژگیهای همسر خود بی توجه بوده اند «اگر میدانستم که این اخلاق را داری هیچ وقت با تو ازدواج نمیکردم. نمیدانم از کدام سیاره آمده ای . همه ما شیوه های ارتباطی ای داریم که با گذشت زمان تقریباً ثابت میماند در کودکی شیوه ارتباطی والدین یا مراقبت کنندگان ما معیاری را برای سازگاری به ما میدهد که ما آنها را با خود به بزرگسالی میآوریم . سیم کشیهای مغزی ما برای روابط اجتماعی در سنین پایین ایجاد میشود با وجود دارا بودن هوش و مواجهه ما با ایده های تازه این سیم کشی با بالا رفتن سن ما تقریباً ثابت میماند مثلاً من این جمله را از برخی والدین زیاد شنیده ام که میگویند هیچ وقت فلان کار را که پدر یا مادرم با من کردند با بچه هایم نمیکنم با این حال این والدین هم در زمانهای پرتنش دقیقاً اشتباهات والدینشان را تکرار میکنند. اصلاً اینجا قصد قضاوت کردن ندارم این موضوع به ذات انسان و بیولوژی او ربط دارد. اکثر افرادی که روابط صمیمی برقرار میکنند، تقریباً یا کاملاً از اینکه چه کسی هستند (خودآگاهی و این که مغز آنها چطور برای ارتباط در روابط صمیمی مبتنی بر تعهد ازدواج) سیم کشی شده است آگاه نیستند. درست مانند همه بازیگرهای تئاتر فقط سعی میکنند خود را به بهترین نحو نشان دهند این اصلاً منطقی نیست که فردی در اولین روز ملاقات خود بگوید من از کودکی اکثر زمانها تنها بودم الآن هم اكثر وقتها تنها هستم. دوست ندارم کسی زمان تنهایی من را بگیرد یا وارد تنهاییام شود وقتی که شرایطش را داشتم خودم میآیم سراغت پس بهتر است زحمت نکشی که بخواهی بیایی سراغم چون در این صورت فکر میکنم که چیزی از من میخواهی که آمدی سراغم و این را اصلاً دوست ندارم راه سریع و مشابه دیگری که باعث میشود رابطه ای به سرعت تمام شود این است که بگوییم من دوست دارم بچسبم به کسی که دوستش دارم وقتی هم او طردم میکند زود عصبانی میشوم و به هم میریزم . من از سکوت و طرد شدن متنفرم از خیلی از مردم و اطرافیانم تعریف و تمجید نشنیدم و هنوز هم خیلی تعریف نمیشنوم چون به باور من مردم صادق و روراست نیستند به همین علت هنوز هم تمایل دارم خوبی های دیگران را در حق خودم یا همین تعریف و تمجیدهای دیگران را رد کنم . در طول مراحل ابتدایی رابطه ممکن است دو طرف سرنخ هایی را دربارۀ تمایلات اصلی خود درباره نزدیکی جسمانی ،صمیمیت ،عاطفی و نگرانی هایشان درباره آرامش آسایش و امنیت ابراز کنند؛ اما تنها وقتی که رابطه در ذهن یکی یا هر دو طرف شکل دائمی به خود گرفت این خواسته ها واقعاً خود را نشان خواهند داد. بیشتر کارهایی که ما در روابط صمیمی انجام میدهیم بدون فکر و به طور ،خودکار صورت می گیرند. این امر تا حد زیادی کار انسانهای اولیه ماست یکی از چیزهایی که معمولاً زوجها درباره رابطه شان از آن آگاه نیستند این است که آنها چطور از لحاظ جسمانی به همدیگر نزدیک یا از هم دور می شوند واکنش مغز ما به نزدیکی جسمانی یا مدت زمان این ،رابطه از دوران کودکی سیم کشی شده است و در رفتارهای ما از جمله این که کجا و در چه فاصله ای از دیگران بنشینیم یا بایستیم؛ چگونه فاصله خود را با دیگران تنظیم کنیم؛ چطور همدیگر را در آغوش بگیریم و چطور عشق بورزیم تأثیر می گذارد. از آنجا که ما به میزان زیادی روی وضعیت خودکار تنظیم شده ایم به این جنبه از رابطه مان بی توجه هستیم علاوه بر این نزدیکی جسمانی ما در زمان آشنایی و روزهای اول ازدواج با سالهای بعد از ازدواج تفاوت دارد برای مثال زوجها در مرحله عشق رمانتیک یا ماه عسل بیشتر همدیگر را نوازش میکنند؛ اما بعد از ازدواج از تعداد این نوازشها به مقدار چشمگیری کاسته میشود این موضوع خیلی گیج کننده است و این سؤال را در ذهن زوجین به وجود میآورد که علت این همه تغییر در رفتارهای همسر من چیست؟

در پست های بعدی ما به شما کمک خواهیم کرد که به پاسخ این سوالات برسید 

2 دیدگاه ها

  • روژین, 16 مرداد, 1404 @ 2:19 ب.ظ پاسخ

    بسیار مفید 👌🏻

  • بنیامین, 21 مرداد, 1404 @ 11:07 ب.ظ پاسخ

    بسیار عالی 👍🏻👍🏻👍🏻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *