مرحله ۶ توالی پویشی : تحلیل انتقال

مرحله ۶ توالی پویشی : تحلیل انتقال
مرحله ۶ توالی پویشی : تحلیل انتقال

اثر آنی بحران درون روانی در مرحله پنجم ، افت شدید تنش و غلبه پیمان درمانی ناهشیار بر مقاومت است که در نهایت به رخنه و تجربه احساسات در انتقال منجر می شود . احساسات انتقالییا به صورت خودانگیخته و یا با پرسش درمانگر به باز شدن خاطرات و احساسات سرکوب شده بیمار منتهی می گردد . در نتیجه ، کاوش در حیطه هایی خارج از انتقال ممکن می شود ، و تحلیل و کاوش در ناهشیار که تا به این مرحله  از توالی پویشی به کار نرفته بود، امکان پذیر و اثر بخش می گردد .پنج مرحله اولیه توالی پویشی ماهیتی پیش تفسیری دارند ، اما پس از اولین رخنه در ناهشیار ، امکان استفاده از تفسیر فراهم میشود دوانلو از نوشته های اولیه خود از واژه تفسیر برای توصیف مداخلاتی استفاده کرد که در مرحله ی ششم به بعد انجام میشود . اما از آمجا ک تفسیر به معنای اضافه کردن نظر درمانگر به موادی است که بیمار ارائه می کند ،در نوشته های بعدی از خود از واژه ی تحلیل ، به جای تفسیر، استفاده کرد . دوانلو (۲۰۰۱b)در این زمینه معتقد است که پس از شکست مقاومت و رخنه ، کار درمانگر تنها تحلیل مواد ناهشیار با استفاده از دو مثلت تعارض و شخص است . به عبارتی دیگر ، وی معتقد است تفسیر در این روش جایی ندارد ، زیرا هنگامی که دیوار دفاعی شکسته شد همه چیز بوضوح از ناهشیار بیمار به صورت خودانگیخته ابراز می شود و دیگر نیازی به حدس زدن یا اضافه شدن نظر درمانگر به مواد ناهشیار برای درک بهتر آنها نیست.

تحلیل انتقال در این مرحله عبارت است از : برقراری ارتباط و تحلیل شباهتها بین الگوی ارتباط بیمار در انتقال با دیگر روابط وی در زندگی کنونی و گذشته اش .بیمار در این مقام نسبت به نحوه دفاع از خود در برابر احساسات پنهانی گرانبار از اضطراب یا گناه در هر سه ضلع مثلت شخص (روابط فرد در گذشته ی کنونی، گذشته، و انتقال )بینش مییابد . چنین فرایندی را برقراری ارتباط بین مثلث تعارض و مثلث شخص می نامند . سبک دفاعی بیمار در مهار احساسات دردناک (مثلث تعارض ) در روابط فعلی ، گذشته ، و انتقال (مثلث شخص ) معمولا شبیه است و درمانگر و درمانگر در این مرحله این شباهت و یا تفاوتها را تحلیل می کند. ابن کار با هذف انحلال مقاومت انتقالی باقیمانده بیمار و تقویت بینش حاصل شده صورت می گیرد مثال زیر نمونه ای از چنین تحلیلی است :

درمانگر: پس حالا می توانیم بفهمیم خنده های شما ، و خالت منفعل شما در ابتدا ، راهی برای مهار خشم شدیدتان نسبت به من بود . وقتی شما با خشمتان نسبت به من رو به رو شدید ، شاهد جاری شدن احساس گناه و اندوه در شما بودیم ، و در لایه ای عمیقتر نیز میل به صمیمیت و نزدیکی با من به عنوان احساسات مثبت وجود داشت . بعد مشخص شد که چنین احساسات پیچیده ای بسیار شبیه احساسی بود که شما به پدرتان در گذشته داشته اید . به نظر می رسد که چنین حالتی در اغلب ارتباطهای شما با مردان مصداق دارد .

 

چنین تحلیلی در تقویت بینش بیمار و استحکام فرایند تغییر وی بسیار ضروری است . هنگامی که تحلیل مثلث  تعارض و شخص از طریق برقراری ارتباط بین آنها تکمیل شد ، افراد مختلف برای بیمار متمایز می شوند و شناخت وی از آنها کمتر تحت تاثیر گذشته دردناکش قرار می گیرد . برای مثال ، بیماریاد شده در پاسخ به تحلیل انتقال اظهار می دارد : «وقتی شما در خصوص احساسم به من فشار آوردید ، عصبانی شدم و حس کردم شماهم عین پدرم هستید .اما پدرم هیچگاه به درک آنچه واقعا در درون من می گذشت علاقه نداشت ، ولی شما اینطور نبودید .»(دلاسلوا،1996)

تحلیل نظامدار انتقال به انحلال مقاومت انتقالی باقیمانده در بیمار منجر می شود و در بیمارانی که از اختلالات افسردگی ، روان تنی ، بدنی سازی ، و دهشت در رنجند بسیار اهمیت دارد (دوانلو ،۲۰۰۱a).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *